السيد علي الحسيني الميلاني

310

جواهر الكلام في معرفة الإمامة والإمام (فارسى)

مختلف است . در اين صورت بايد معناى مورد نظر را با كمك قرائن اثبات كنيم . « 1 » اين قرائن در آيهء مورد بحث موجود است . يكى از اين قرينه‌ها ، انحصار مولويت به خدا ، رسول و « الذين آمنوا » مىباشد . اين حصر فقط و فقط با معناى « اولويت در تصرف » سازگار است ، و معانى ديگرى كه براى « ولى » در اين آيه مطرح مىشود ، با اين انحصار سازگارى ندارد ، يعنى نمىتوان گفت « محب » يا « ناصر » مؤمنان منحصراً خدا و رسول و « الذين آمنوا » هستند ؛ زيرا همان ولايتى كه خداوند بر بندگان دارد ، همان ولايت با اذن خدا براى رسول اللَّه صلى اللَّه عليه وآله و براى « الذين آمنوا » - كه به اجماع مفسّران اهل تسنّن مراد اميرالمؤمنين عليه السلام است - قرار داده شده است . معناى « ولى » در آيه براساس روايات نبوى بر اساس قاعدهء مسلّم نزد مسلمانان ، سنّت مفسّر و مبين قرآن است و براى رفع اجمال از مجملات ، تعيين مقيدات در مطلقات و يافتن مخصّصات در عموماتِ قرآن كريم ، بايد به روايات معتبر مراجعه شود ؛ از اين رو به برخى از اين روايت‌ها به طور اختصار اشاره مىكنيم .

--> ( 1 ) . استدلال به حديث غدير نيز به همين صورت است ؛ يعنى در ابتدا مىگوييم در حديث شريف « من كنت‌مولاه فهذا علي مولاه » ، واژه « مولى » مشترك معنوى و به معناى « اولى به تصرف » است . چنان چه فرضاً بپذيريم « مولى » مشترك لفظى است ؛ براى اثبات معناى مورد نظر ، در خود حديث قرينه وجود دارد و آن قول پيامبر صلى اللَّه عليه وآله است كه پيش از بيان مولويت اميرالمؤمنين عليه السلام خطاب به حاضران فرمود : « ألست أولى بكم من أنفسكم ؟ قالوا بلى يا رسول اللَّه » ؛ سپس مولويت اميرالمؤمنين عليه السلام را با « فاء » بر آن تفريع كرد و فرمود : « فمن كنت مولاه فهذا علي مولاه » ؛ ر . ك : مسند أحمد : 4 / 368 و 372 ؛ كتاب السنة ( ابن ابى عاصم ) : 591 / ح 1361 ؛ مجمع الزوائد : 9 / 105 ؛ ذيل تاريخ بغداد : 3 / 10 / ش 521 و منابع ديگر .